سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي

82

قواعد السلاطين ( فارسى )

اقبح از آن چهار نوع است . در خبر است كه : چون حضرت خالق بىهمال ، بهشت عدن را از فضاى عدم به عرصهء وجود رسانيد ، حكم عزّ صدور يافت به آراستگى و تزيين آن ، [ 54 ] چون آراستگى به كمال و پيراستگى به جمال رسيد ، فرمان لازم الإذعان وقوع يافت به ظهور انهار . پس چشمهء سلسبيل و كافور و تسنيم به وضوح پيوست ؛ پس فرمان شد به ظهور آب خوشگوار و خمر و عسل و شير ؛ بعد از آن حكم شد به سطوع « 1 » پرده‌هاى گوناگون و حجرات وسيع بنيان « 2 » و كرسيهاى با زيب و آيين و حللهاى نورافشان و زيورهاى درخشان و حور عين نزهت‌انگيزان ؛ چون اينها به منصّهء وقوع جلوه‌گر گرديد و به نظر بىغايت الهى تزيين يافت ، به بهشت خطاب عزّت انتساب رسيد كه : تلقّى به كلام نماى . پس بهشت ، متلقّى به كلمهء « طوبى لمن دخلنى » « 3 » گرديد ؛ يعنى : خوش حال كسى كه به من داخل شود . پس ، جناب كبريايى فرمود كه : به عزّت و جلالم كه بخيل را به تو راه ندهم . بايد كه بندگان الهى به سمند دوند تيزگام جود ، در رياض ظاهرهء ناظره « 4 » در تحت اين سبزه‌زار فلك ، به جود و احسان مبادرت جسته تا به سراى جنّت نعيم درآمده ، توقيع انتقاش بر منشور افتراش كشد و تاج مكلّل بر فرق ، و دواج « 5 » مدوّر دربر كند . نقل است كه : حضرت عيسى - عليه السلام - شيطان را به صورت اصليش ملاحظه فرمود . خطاب نمود كه : اى ابليس ! مرا اطّلاع ده كه كدام صنف از خلقان را محبّت دارى و به كدام صنف ، عداوت ورزى ؟ گفت : دوسترين خلايق نزد من ، مؤمن بخيل باشد و دشمن‌ترين ، فاسق سخى . خطاب فرمود كه : اين چيست كه مىگويى ؟ بيان نمود كه : زيرا كه بخيل بخلش كافى آمده ، مانع مىشود از تأثير ساير افعال حسنه ، و

--> ( 1 ) . سطوع : ساطع شدن . ( 2 ) . س : و سبع بنيان . ( 3 ) . بنگريد به : دعائم الإسلام ، ج 2 ، ص 95 . ( 4 ) . شايد : زاهرهء ناضره . ( 5 ) . دواج : بالاپوش .